تنفس در آیین ذن

وقتی که نفس می کشید بایستی ریه ها را کاملا از هوا پر کنید اکثر مردم فقط از قسمت فوقانی ریه هایشان استفاده می کنند آنها بخشهای تحتانی ریه ها را پر نمی کنند. اگر شما به طرز صحیح تنفس کنید از بخشهای تحتانی ریه هایتان نیز استفاده خواهید کرد و حتی هنگام خواب هم به همان روش تنفس خواهید کرد.
تصور کنید هوایی که تنفس می کنید مه آلود است تجسم کنید که این هوا از راه بینی و گلو داخل قسمتهای تحتانی شکم می شود حال اجازه دهید که در آنجا و در داخل تمامی بدنتان و اندام هایتان منتشر گرد
د.

ادامه نوشته

راههای موفقیت در ذن

در جهت توسعه بخشیدن به تمرکز حواستان (تصور کنید) زیر یک آبشار به سردی آب یخ بنشینید و غرق در معماهای ذن (سوالاتی که از طریق منطقی قابل حل نیستند) بشوید تا قوه ، انبساط فکری و عقلانی ایجاد کند و به روشن بینی دست یابید.
بعضی ها قادر اند لبه دستشان را مانند هیزم شکنی که با تبر تنه درخت را به دو نیم می کند یک دو جین سفال را که در فرش کردن بام منازل به کار می روند به راحتی خرد کنند.

ادامه نوشته

در کلاس بزرگان رزمی


در کار رزمی، اعم از این‌که کار رزمی درونی (تای‌چی، چی‌گونگ) باشد و به ”دو“ تعلق داشته باشد، یا این‌که در زمره مبارزه تن به تن قرار گیرد، از بدن استفاده می‌شود. درونی‌ترین‌ها فوراً به سراغ جستجوی معنوی می‌روند، در حالی‌که بیرونی‌ترین‌ها در جستجوی یک واقعیت‌گرائی افراطی که همیشه هم خیلی صحیح و بی‌نقض نیست، می‌باشند. خانواده بزرگ ”دو“ها که در جستجوی معنوی فوری از برخی‌ها میانه‌روتر است و در کار فیزیکی به اندازه دیگران افراطی نیست، یک پل اجتماعی وسیع‌تری می‌باشد. این هنر که افراطی‌گری‌های خودش را دارد، مابین درونی و بیرونی قرار دارد و امکان برقراری ارتباط و مبادلات بین آنها را فراهم می‌کند.

ادامه نوشته

اسرار بودو  -  اسرار ذن

خود را رها کردن
در بودو مفهوم سوته‌می Sutemi خیلی مهم است. سوته به معنای تسلیم کردن یا رها کردن و می Mi به معنای بدن است. این واژه تنها در کاراته مورد استفاده ندارد بلکه در کن‌دو، جودو و سایر هنرهای رزمی هم به‌کار می‌رود.

ادامه نوشته

آموزش استقرار نینجاها

با درود و سلام خدمت خوانندگان و علاقمندان هنرهای رزمی نین جوتسو، دوباره خواستم مطلبی از کتاب‌های قدیمی را برایتان بازگشای کنم ولی احساس کردم در این شرایط که به سادگی از مطلب، عکس‌ها و فنون و تکنیک‌های نینجوتسو بهره‌برداری می‌شود.
سعی می‌کنم با کمترین امکانات برای علاقمندان روشی درست و درک صحیح از تکنیک‌های سنتی نینجوتسو ارائه دهم. تا به غلط این هنر در سراسر ایران عزیزمان پراکنده نشود.

ادامه نوشته

Gyokko Ryu Koshijutsu

Sanshin no Kata

Chi no kata
Sui no kata
Ka no kata
Fu no kata
Ku no kata

Taihenjutsu Mutodori no Kata

Hira no kamae
Ichimonji no kamae
Jumonji no kamae

Koto Ryu Koppojutsu

Shoden Gata

Yoku to
O gyaku
Ko yoku
Shi to
Ho soku
Ho teki
Sha to
Ke to
Saku geki
Tan geki
Batsu gi
Setto
Shi haku
Kyo gi
Kak ko
Ura Nami
Ten chi
Kata maki

موارد اموزشي كيو 7

موارد آموزشی در کیو 7هنرهای رزمی نینجوتسو(نینجا)

ادامه نوشته

Takagi Yoshin Ryu Jutaijutsu

Shoden no Maki (Omote Gata)
(Beginning Forms)

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

Kasumi Dori
Do Gaeshi
Karame Dori
Kyo To
Kata Mune Dori
Ryo Mune Dori
Oi Kake Dori
Kaigo Kudaki
Iki Chigai
Yui Gyaku
Ran Sho
Ken Nagashi
Hiza Guruma



شيطان

دیروز شیطان را دیدم. در حوالی میدان بساطش را پهن کرده بود؛ فریب می‌فروخت.

ادامه نوشته

تمام محبت خود را به یکباره برای دوستت ظاهر مکن؛ 

زیرا هر وقت اندک تغییری مشاهده کرد تو را دشمن می پندارد ...

هدف



شبی از شبها، شاگردی در حال عبادت و تضرع و گریه و زاری بود.
در همین حال مدتی گذشت، تا آنکه استاد خود را، بالای سرش دید، که با تعجب و حیرت؛ او را، نظاره می کند !
استاد پرسید : برای چه این همه ابراز ناراحتی و گریه و زاری می کنی؟
شاگرد گفت : برای طلب بخشش و گذشت خداوند از گناهانم، و برخورداری از لطف خداوند!
استاد گفت : سوالی می پرسم ، پاسخ ده؟
شاگرد گفت : با کمال میل؛ استاد.
استاد گفت : اگر مرغی را، پروش دهی ، هدف تو از پرورشِ آن چیست؟
شاگرد گفت: خوب معلوم است استاد؛ برای آنکه از گوشت و تخم مرغ آن بهره مند شوم .
استاد گفت: اگر آن مرغ، برایت گریه و زاری کند، آیا از تصمیم خود، منصرف خواهی شد؟
شاگردگفت: خوب راستش نه...!نمی توانم هدف دیگری از پرورش آن مرغ، برای خود، تصور کنم!
استاد گفت: حال اگر این مرغ ، برایت تخم طلا دهد چه؟ آیا باز هم او را، خواهی کشت، تا از آن بهره مند گردی؟!
شاگرد گفت : نه هرگز استاد، مطمئنا آن تخمها، برایم مهمتر و با ارزش تر ، خواهند بود!
استاد گفت :پس تو نیز؛ برای خداوند، چنین باش!
همیشه تلاش کن، تا با ارزش تر از جسم ، گوشت ، پوست و استخوانت؛ گردی.
تلاش کن تا آنقدر برای انسانها، هستی و کائنات خداوند، مفید و با ارزش شوی
تا مقام و لیاقتِ توجه، لطف و رحمتِ او را، بدست آوری .
خداوند از تو گریه و زاری نمی خواهد!
او، از تو حرکت، رشد، تعالی، و با ارزش شدن را می خواهد و می پذیرد،
نه ابرازِ ناراحتی و گریه و زاری را.....!

سه چیز را با احتیاط بردار:

قدم،قلم، قسم!

سه چیز را پاک نگه دار:

جسم،لباس،خیال

از سه چیزکار بگیر:

عقل،همت، صبر!
از سه چیز خود را دورنگهدار:

افسوس، فریاد، نفرین!

سه چیز را آلوده نکن:

قلب، زبان، چشم!

اما سه چیز را هیچ گاه فراموش نکن:

خدا، مرگ و دوست.

ریشه از سنگ قویتره.

 موفقیت زمان میبره....

 پس ایمانت رو نباز و ناامید نشو.

همه مسلمانیم.ولی باایمان چطور؟

جوانی با چاقو وارد مسجد شد! گفت : بین شما کسی هست، مسلمان باشد ؟! همه با ترس و تعجب به هم نگاه کردند و سکوت در مسجد حکمفرما شد ، پیرمردی ریش سفید از جا برخواست و گفت : آری من مسلمانم. جوان به پیرمرد نگاهی کرد و گفت با من بیا!  پیرمرد بدنبال جوان براه افتاد و با هم چند قدمی از مسجد دور شدند ، جوان با اشاره به گله گوسفندان به پیرمرد گفت که میخواهد تمام آنها را قربانی کند و بین فقرا پخش کند و به کمک احتیاج دارد ، پیرمرد و جوان مشغول قربانی کردن گوسفندان شدند و پس از مدتی پیرمرد خسته شد و به جوان گفت:  به مسجد بازگرد و شخص دیگری را برای کمک با خود بیاور. جوان با چاقوی خون آلود به مسجد بازگشت و باز پرسید : آیا مسلمان دیگری در بین شما هست ؟! افراد حاضر در مسجد که گمان کردند جوان پیرمرد را بقتل رسانده نگاهشان را به پیش نماز مسجد دوختند! پیش نماز رو به جمعیت کرد و گفت : چرا نگاه میکنید! به عیسی مسیح قسم که با چند رکعت نماز خواندن کسی مسلمان نمیشود !

دزد دین

روزی کسی در راهی بسته ای یافت که در آن چیزهای گرانبها بود و

آیةالکرسی هم پیوست آن بود . آن کس بسته را به صاحبش رد کرد . او را

گفتند چرا این همه مال از دست دادی ؟ گفت : صاحب مال عقیده داشته

که این آیة الکرسی مال او را از دزد نگاه می دارد و من دزد مال هستم

نه دین ! اگر آن را پس نمی دادم در عقیدۀ صاحبان آن خللی راجع به دین روی

می داد ، آنوقت من دزد دین هم بودم !

آن چیزی را می بینیم که دوست داریم ببینیم ...

مردي صبح از خواب بيدار شد و ديد تبرش ناپديد شده . شك كرد كه همسايه اش آن را دزديده باشد ، براي همين ، تمام روز اور ا زير نظر گرفت. متوجه شد كه همسايه اش در دزدي مهارت دارد ، مثل يك دزد راه مي رود ، مثل دزدي كه مي خواهد چيزي را پنهان كند، پچ پچ مي كند ،

آن قدر از شكش مطمئن شد كه تصميم گرفت به خانه برگردد ، لباسش را عوض كند ، نزد قاضي برود و شكايت كند . اما همين كه وارد خانه شد ، تبرش را پيدا كرد . زنش آن را جابه جا كرده بود. مرد از خانه بيرون رفت و دوباره همسايه اش را زير نظر گرفت و دريافت كه او مثل يك آدم شريف راه مي رود ، حرف مي زند ، و رفتار مي كند .

" پائلو کوئیلو

همیشه این نکته را به یاد داشته باشیم که ما انسانها در هر موقعیتی معمولا آن چیزی را می بینیم که دوست داریم ببینیم

مسابقه اي با 9 برنده

چند سال پیش در جریان بازی های پارالمپیک (المپیک معلولین)

 در شهر سیاتل آمریکا 9 نفر از شرکت کنندگان دو  100متر پشت 

خط آغاز مسابقه قرار گرفتند.همه این 9 نفر افرادی بودند که ما آنها 

را عقب مانده ذهنی و جسمی می خوانیم. آنها با شنیدن صدای

 تپانچه حرکت کردند. بدیهی است که آنها هرگز قادر به دویدن با

 سرعت نبودند و حتی نمی توانستند به سرعت قدم بردارند بلکه

 هر یک به نوبه خود با تلاش فراوان می کوشید تا مسیر مسابقه

 را طی کرده و برنده مدال پارالمپیک شودناگهان در بین راه مچ

 پای یکی از شرکت کنندگان پیچ خورد . این دختر یکی دو تا غلت

 روی زمین خورد و به گریه افتاد. هشت نفر دیگر صدای گریه او

 را شنیدند ، آنها ایستادند، سپس همه به عقب بازگشتند و به طرف

 او رفتند یکی از آنها که مبتلا به سندروم داون(عقب ماندگی شدید

 جسمی و روانی) بود، خم شد و دختر گریان را بوسید و گفت :

 این دردت رو تسکین میده....

سپس هر 9 نفر بازو در بازوی هم انداختند و خود را قدم زنان

 به خط پایان رساندند. در واقع همه آنها اول شدند. تمام جمعیت

 ورزشگاه به پا خواستند و 10 دقیقه برای آنها کف زدند.

 دیشب خدارو دیدم...


گوشه ای آرام میگریست...

 

من هم کنارش رفتم و گریستم...

 

هر دو یک درد داشتیم ...

 

" آدم ها...."

 

عجب از آدمایی، که نشانه‌هایت را می‌بینند و انکارت می‌کند ...

و عجب از تو که انکارشان را میبینی و مهربانی میکنی . . .

درد من مرگــــ مردمی استـــــ که گدایی را قناعتـــ ،
 
بی عرضگی را صبر و با تبسمی بر لبـــــ این حماقتها را
 
حکمتـــــ خدا مینامند.

"گاندی"

پدرم گفت :

مردم ۲ نوع هستند

بخشنده و گیرنده

گیرنده ها بهتر میخورند

اما بخشندگان بهتر میخوابند . . .

)توماس مارلو(

اگر چیزی را با گوشهایت نشنیدی

یا آن را با چشم هایت ندیدی....

آن را با ذهن کوچکت ابداع نکن...

و با دهان بزرگت به اشتراک نگذار!!

من رمز پیروزی را نمیدانم!!

ولی رمز شکست این است که 

سعی کنی همه را راضی کنی

آدم بزرگها ديگر وقت شناختن هيچ چيز را ندارند. 


همه چيزها را ساخته و آماده مي خرند.

 ولي چون كسي نيست كه دوست بفروشد

 آدمها مانده اند بی دوست.

شازده کوچولو
"آنتوان دوسنت اگزوپري"